تقدیم به صاحب چشمانی که آرامش قلب من است
و صدایش دلنشین ترین ترانه من است از بودنت برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور ندارم
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب تر شد که دنیای من شدی
همیشه بدان که تا بیکران عشق عاشقانه دوستت دارم






غزل دو ساله شد
دو سال پیش خدا بهم قشنگترین هدیه رو داد که الان شده همه زندگیم عکس غزل دو سال پیش در بیمارستان عکس غزل در یکسالگی و این هم غزل دو ساله واسه تولدت یه کیک کوچولو گرفتیم تا کیک رو گذاشتیم روی میز شروع کردی به انگشت زدن
نویسنده :
مامان غزل
11:19
نقاشی
عاشق نقاشی کشیدنی البته هر جایی که برسی ...
نویسنده :
مامان غزل
10:59
بدون عنوان
چند روز پیش رفته بودی تو ی اتاق خواب اونروز دیدم رفتی تو اتاق خواب و از اونجاییکه کلی کار داشتم و تو آشپزخونه مشغول بودم سراغت نیومدم چند دقیقه ای گذشت دیدم هیچ صدایی ازت نمیاد رفتم که دیدم بعلههه اومدی وسایل آرایش منو برداشتی و به صورتت کشیدی نمی دونستم با دیدن این صحنه بخندم یا دعوات کنم اینم یه چشمه از شیطونیات ...
نویسنده :
مامان غزل
1:07
گالری عکس دوستای ناز غزل
در ادامه مطلب چند تا عکس از دوستای ناز غزل گذاشتم غزل و رضا این هم غزل و عمه مبینا ...
نویسنده :
مامان غزل
0:30
بدون عنوان
اینم یه عکس که از دست قشنگ و ناز غزل گرفتم وقتی که همه کش موهاتو توی انگشتات کردی ...
نویسنده :
مامان غزل
23:48
عکس
این هم چند تا عکس از غزل در تیر ماه 1392 ٢٠تیر ماه بردیمت آرایشگاه تا موهات رو کوتاه کنیم که این دفعه گریه نکردی البته یه چند باری میخواستی گریه کنی که آقای آرایشگر بهت دو تا لاک به عنوان جایزه داد و تو با اونا سرگرم شدی این هم غزل قبل از کوتاهی مو و غزل بعد از کوتاه شدن مو ...
نویسنده :
مامان غزل
23:41
به همین سادگی ؟؟؟؟
این هم غزل خسته که در حین غذا خوردن خوابید به همین سادگی ... البته تو این دو سال اتفاق نیفتاده که ب این سادگی بخوابه ...
نویسنده :
مامان غزل
23:12
از شیر گرفتن
٨ خرداد تصمیم گرفتم از شیر بگیرمت که ٢ شب توی خواب بهت شیر دادم ولی بعد از اون حسابی اذیت کردی و از خواب بیدار میشدی و گریه میکردی در طول روز هم حسابی بهونه میگرفتی منم حسابی داغون شده بودم .خیلی سخت بود .
نویسنده :
مامان غزل
21:57









